تبلیغات
طبیعت و شکار - خاطره ای خواندنی از شكار یك خرس
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

خاطره ای خواندنی از شكار یك خرس


بنام خدا

یك خاطرة فراموش نشدنی وشنیدنی :

17سال داشتم كه به اتفاق دو نفر از دوستان به نامهای رضا و علی برای گردش وسر گرمی به جنگل رفته بودیم و به اصرار دوستان تفنگ پدرم را كه یك تك لول ساچمه زنی ساخت كشور مجارستان بود برداشتیم به همراه یك فشنگ چهارپاره دست پر وپنچ عدد فشنگ نمره چهار، زدیم به جنگل برای گذراندن اوقات فراقت مان نه به نیت تیراندازی وشكار ، لازمه بگم كه من یك تولة شكاری خیلی خوب وبا هوش به نام ژوكی داشتم كه برای شكار پرنده و گراز حرف نداشت ودوستان من هم طبق عادت هركدام دوتا سگ محلی داشتند كه هر كجا كه می رفتند همراهشان بودند. ما زدیم به جنگل كلی گشتیم و تفریح كردیم وگفتیم و خندیدیم، تا موقع برگشت به خانه شد. ما برای كوتاه تر شدن راه و آموزش سگهایمان از مسیرهای میانبركه مخروبه های جنگلی و پرتیغ وتمش (بوته های میوة تمشك را به گویش محلی تمش میگویند) و جاهائیكه واقعاً تردد مشكل بود حركت میكردیم كه ناگهان ژوكی با پارسهای مداوم و هشدار دهنده نظر ما و سگهای دیگررا به خودش جلب كرد، ما به اتفاق بچه ها سگها را تشویق كردیم تا به كمك ژوكی بروند، سگها همه با هم پارس میكردند، كه ناگهان صداهائی شبیه به نعره از زیر تیغ ها بیرون آمد، صدای نعره ، از زیر درختی كه بصورت نیمه خوابیده ومورب افتاده وانبوهی از تیغ ها وعلف وشاخه آنرا احاطه كرده وتقریباً آنرا نفوذناپذیر  كرده بودشنیده می شد. منم نمیدانم از روی بی تجربگی یا از روی غرور، نمیدانم چی ، رفتم روی همین درخت وشروع به تكان دادن كردم ، ناگهان از زیراین درخت حیوان قوی هیكلی بلند شد. ولی من اندام وشكل ظاهراین حیوان را با توجه به فشردگی تیغ وتمش ها نمی دیدم فقط حركات و مانورهائی كه آن حیوان زیر انبوه تیغ ها انجام می داد تا از دست سگها رهایی یابد را می دیدم وحدس زدم كه جانوریست باجثه بزرگ. حیوان از زیرخارها و شاخه ها حركت كرد به طرف ته دره ، 50 تا60 متری راه طی كرد تا تیغ ها وعلفهای بلند به انتهایش رسید، آن وقت بود كه من بطور واضع آن حیوان كه یك خرس بالغ وبزرگ به رنگ قهوای كم رنگ بودرا دیدم .

خرس توی منطقة ما بود، مثلاً قدیمها تعریف میكردند، یا دامدارها و چوپانها گفته بودند كه خرسهایی بودن كه ایجاد مزاحمت برای دامها میكردند، ولی اینكه علناً كسی روز روشن خرس ببیند یه چیز غیر عادی بود. بگذریم ترس و وحشت عجیبی بین ما حكم فرما بود، من فوراً چهارپاره دست پری كه بابام پر كرده را داخل تفنگ گذاشتم، وحركت كردیم به سمت خانه ، سكوت عجیبی بین ما بود حتی دیگه سگها هم پارس نمیكردندودست از تعقیب برداشته بودن فضای كلافه كننده بود،كامهای مان بلندتر و سریعتر شده بود، بدون اینكه خودمان متوجه شویم.

ناگهان صحنةای به یادماندنی كه ترس وهیجان و وحشت را بهمراه داشت برایم اتفاق افتاد0 لحظه ای كه غیر قابل توصیف هست چون خیلی آنی و برق آسا اتفاق افتاد ، نمی شود قضاوت كرد كه چرا من این حركت را انجام دادم ، چونكه پای مرگ وزندگی ، به میان بود.

فاصله كمتر از پنج متر، رو در روی هم مواجه با یك خرس بزرگ به حالت گارد گرفته(حالت حمله). نمیدانم چه جوری شد در این وضعیت تفنگی كه روی دوشم بود ناگهان قبضه اش آمد توی دستم و صورتم روی تفنگ خوابید وماشه چكانده شد.واقعاً چه جوری شد در این زمان كم ، همیشه در حیرتم كه با صدای شلیك تیر خرس پرتاب شد و نقش زمین . سگها به محض دیدن این صحنه ریختن روی خرس مرده . من ، چهارپارة دیگری نداشتم وفوراً مجبور شدم یك ساچمه نمرة چهار كه بهتر از هیچی بود گذاشتم توی تفنگم و یواش یواش رفتم سرجسد خرس .آن لحظه به یاد توصیه پدر بزرگ خدابیاموزم به نام سید احمد كه از شكارچیان بنام منطقه بود افتادم كه همیشه سفارش میكرد كه اگر روزی روزگاری شكارخرس رفتین وخرسی شكار كردین وقتیكه میخواهین بالای سرش بروین نگاه به دستانش بكنید ، اگردستش مشت وگره كرده بود خرس زنده است وخودش را به مردن زده است تا انتقامش را از كسی كه به اون ضربه زده ومیخواهد بهش نزدیك شودبزند، اگرمشتش باز بود آن خرس نفس ازبدنش خارج شده ومرده است . وما توصیه آن خدابیاموزرا در نظر داشتیم وبا رعایت كامل ایمنی متوجه شدیم كه مرده است.

این خاطره هرگز برایم فراموش نمی شود و اون لحظه هیچوقت از جلوی چشم من دور نمی شود.

میر حسین آقایی




نوشته شده توسط :سهیل ر
پنجشنبه 2 دی 1389-09:48 ق.ظ
نظرات() 

How do I stretch my Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:42 ق.ظ
If you are going for finest contents like me, just pay a visit this
website everyday since it gives feature contents, thanks
at home std test
شنبه 3 تیر 1396 02:33 ب.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آیا نه کار خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من
مؤمن متاسفانه تنها برای while.

من این کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات
و شما خواهد را سادگی به کمک پر همه کسانی معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان
تحت تاثیر قرار داد.
الناز
یکشنبه 12 مهر 1394 07:26 ب.ظ

افزایش بازدید کاملا رایگان- افزایش رتبه گوگل سایت شما
تبادل لینک رایگان با سایت دارای رنک 5 گوگل و بیش از چندین هزار بازدید روزانه
برای ثبت لینک سایت خود بصورت کاملا رایگان به آدرس زیر مراجعه کنید.
http://smics.org/links
الهیار
یکشنبه 19 دی 1389 04:41 ب.ظ
ولی ایكاش نمیزدیش میرحسین
شنبه 4 دی 1389 12:13 ب.ظ
سلام از دیدن سایت بسیار زیبایتان شگفت زده شدم چرا که من به شخصه هنوز سایت ایرانی در خصوص شکار و طبیعت به این صورت ندیده بودم به هر حال سایت خوبیست و می تواند خیلی بهتر نیز بشود به نظر من شما میتوانید روی صفحه از عکس های طبیعت و حیوانات و
تبلیغات استفاده نمائید و مطالب اصلی و مهم را به صفحات بعد اختصاص دهید تا نمای سایت جالب تر شود با تشکر از شما م.ر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر